|
شاخه ها را زده اندبرگ ها را به زمین ریخته اندو شنیدم که زنی زیر لبش می گفت:"تو گنه کاری"باد باران زده ی زرد خزان"تو گنه کاری"دل من جنگل سبزی بودو در آن سر بهم آورده درختان بلندشاخه ها را زده اندبرگ ها را به زمین ریخته اندو شنیدم که زنی در دل من می گفت:"تو گنه کاری، باد باران زده ی زرد خزانتوگنه کاری"
دلـــــــــم درد دارد ......دســـــت خـــودم که نیســـــــت ......درد را مینویســـــــم اما میدانــــــــــم درد کشیــــــدنیست نه نوشتـــــــنی..... اما تو همـــــــراه فقط بخــــوان و بگــــــذر .......همیــــــــــن...
چه انرژی عظیمی میخواهد کنترل اولین قطره اشک برای نچکیدن.... براي اين روزها و غم هايم .......
روی آن شیشه ی تبدار تو را «ها» کردم حرف با برف زدم سوز زمستانی را شیشه بد جور دلش ابری و بارانی شد عرق سردی به پیشانی آن شیشه نشست در هوای نفسم گم شده بودی ای عشق با سرانگشت کشیدم به دلش عکس تو را و به عشق تو فرآیند تنفس را هم باز با بازدمی اسم تو بر شیشه نشست پنجره دفترم امروز شد و شیشه غزل آن قدر آه کشیدم که تو این شعر شدی
نه درد
باور نمی کنم اما حقیقتی است که جانم را آتش می زند بودی بودم ٬ نباشی ٬نخواهم بود هستی ٬هستم ٬ نباشی چه خواهم بود لیک من با فکر درد آشنای تو ٬شبهای بسیار٫بیدار مانده ام و تو حتی در تصورت هم نمی گنجد که من با خیال تو تا کجاهای کجا کوچ کردم با من نبودی با تو بودم با من نباشی باز هم با تو خواهم بود
|
About
کاش اینهمه آویخته آواز تنهایی نبودم،لرزش افسرده نگاهم را ،کاش قابی کهنه مانده بود حتی به رنگ پوکی استخوانهایم.افسوس که تو را و من اعتراف دردهایمان جنایتی است.چه تنگنای بی حجمی،! چه خفقانی !چه دردی رسوا!بی حضور از فرصتی... Archivesآذر 1390مرداد 1390 آذر 1389 تیر 1389 مهر 1388 تیر 1388 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 Specific
فتو نایت
آپلود عکس
گالری عکس
کد موسیقی لایت
قالب های نایت اسکین
LinkDump
علیرضا باقی |